خانواده مطلوب از دیدگاه حضرت زهرا سلام الله علیها( همسرداری، فرزند داری،و....)

 

براى زن بزرگترين موفقيت و ارزش اين است كه معاون خوبى براى شوهر باشد و در شئون گوناگون زندگى، خشنودى همسرش را به دست آورد، و از هر گونه امورى كه موجب ناراحتى شوهر گرديد پرهيز نمايد و با سرپنجه‏ ى تدبير و محبت و مهر، موجب آرامش خاطر شوهر شود، چنانكه به عكس براى شوهر نيز، بسيار با ارزش است كه موجب آرامش خاطر همسرش شود، و اصولا هدف از ازدواج آن است كه همسران مايه‏ ى آرامش همديگر گردند، چنانكه در آيه 21 سوره‏ى روم ميخوانيم:

و من آياته اَن خلق لكم من اَنفسكم ازواجا لتسكنوا اِليها:[1]

«از نشانه‏هاى (معنوى) خدا اين كه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفريد، تا در كنار آنها آرامش يابيد».

على بن جعفر، از برادرش امام كاظم عليه‏السلام پرسيد: «زنى كه شوهرش را خشمگين ميكند، چگونه است؟»، امام كاظم عليه‏السلام در پاسخ فرمود:

لا تزال عاصيه حتى يرضى عنها:

«چنين زنى دائما گناهكار است، تا شوهرش از او خشنود گردد»[2]

رفتار حضرت زهرا عليهاالسلام با شوهر در عاليترين مرحله‏ ى صفا و مهربانى بود، نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجانيد، بلكه ياور مهربان و نوازشگر دلسوز براى شوهر بود، و در همه‏ى صحنه‏هاى زندگى، همدم و همدرد و شريك زندگى على عليه‏السلام بود، در اينجا براى روشن شدن اين مطلب به نمونه‏ هاى زير توجه كنيد:



روزی پيامبر صلى اللَّه عليه و آله نزد دخترش فاطمه عليهاالسلام آمد و ضمن احوالپرسى، پرسيد: «شوهرت را چگونه يافتى؟».

فاطمه عليهاالسلام در پاسخ گفت: «او را بهترين شوهر يافتم»…

پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: «دخترم! شوهرت، نيكو همسرى است، در

هيچ كارى از دستور او سرپيچى نكن[3]

اميرمؤمنان على عليه‏السلام در سخنى در شأن حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود:

فواللَّه ما اَغضبتها، و لا اَكرهتها على اَمر حتى قبضها اللَّه عز و جل، و لا اغضبتنى و لا غضبت لى اَمرا:

«سوگند به خدا من زهرا عليهاالسلام را تا آن هنگام كه خداوند او را به سوى خود برد، خشمگين نكردم، در هيچ كارى موجب ناخشنودى او نشدم، او نيز مرا خشمگين نكرد و هيچگاه موجب ناخشنودى من نشد» [4-

فاطمه عليهاالسلام در يارى على عليه‏السلام و همكارى با او در رنجها و دشوارى‏ها و غمها به قدرى كوشا بود، كه وقتى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله از على عليه‏السلام پرسيد: «زهرا عليهاالسلام را چگونه يافتى؟»، على عليه‏السلام بى درنگ در پاسخ گفت: نعم العون على طاعه اللَّه:«او را در راستاى اطاعت خداوند، ياورى نيكو يافتم» [5]

تواضع حضرت زهرا عليهاالسلام در خانه ‏ى على عليه‏السلام و احترام او به على عليه‏السلام در حدى بود كه وقتى ماجراى فشار بين در و ديوار و بسترى شدن حضرت زهرا عليهاالسلام در رابطه با مخالفت او با خلفا رخ داد، عمر و ابوبكر چندين بار از حضرت على عليه‏السلام تقاضا كردند تا واسطه شود، و آنها را به حضور حضرت زهرا عليهاالسلام بيايند و احوالپرسى كنند (و رضايت او را به دست آورند)، سرانجام على عليه‏السلام ضامن شد كه آنها را نزد فاطمه عليهاالسلام ببرد.

حضرت على عليه‏السلام نزد فاطمه عليهاالسلام آمد و تقاضاى آنها را مطرح كرد، ولى فاطمه عليهاالسلام به شدت، اين تقاضا را رد كرد، حضرت على عليه‏السلام فرمود: «من از طرف آنها ضامن شده‏ام كه از تو اجازه بگيرم».

در اين هنگام حضرت زهرا عليهاالسلام در برابر على عليه‏السلام در چنان شرائطى آن چنان تواضع كرد كه گفت:اِن كنت قد ضمنت لهما شيئا، فالبيت بيتك… لا اُخالف عليك بشيئى:

«اگر از طرف آنها چيزى را ضامن شده‏اى، خانه خانه‏ى تو است، و من در هيچ چيز با رأى تو مخالفت نمى‏كنم»

کمک به اقتصاد خانواده

حضرت امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش نقل میکند :که حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  در کارها و امور خانه مشورت کرده و دستوری درخواست نمودند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:کارهای درون خانه را فاطمه برعهده بگیرد و کارهای بیرون را علی علیه السلام. حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرمایند: جز خدا کسی نمی داند چقدر دلشاد و مسرور شدم از اینکه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کارها و امور مردانه را از امور مردانه ساقط کرد.[6]

در مورد کار آن حضرت در خانه ثعلبی از حضرت امام صادق علیه السلام روایت کرده است که روزی حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله  به خانه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در آمد . فاطمه را دید که جامه پوشیده از جلهای شتر به دستهای خودآسیا می گردانید. و در آن حالت فرزند خود را شیر داد چون حضرت او را بر آن حالت مشاهده کرد آب از دیده های مبارکش روان شد . [7]

و از حیله ابو نعیم روایت شده که حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آنقدر آسیا گردانید که دستهای مبارکش آبله پیدا کرد و از اثر آسیا دستهای مبارکش پیله کرد .[8]

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها اهل کار و تلاش بود . نه تنها در مسسیر عبادت به معنای آن بلکه در جنبه مادی و اقتصادی سعی دارد به تولید بیشتری دست یابد ،در آمد زیادتری را تحصیل کند، نه بدان خاطر که از آن برای رونق دادن زندگی و خرید تجملات و زینت آلات استفاده کند، بلکه برای دست یابی به توان بیشتر جهت خدمت به مردم آن بزرگوار نخ می رشت، پارچه می بافت و گاهی هم به صورت کارمزد برای دیگران گندم آرد می کرد.[9]


اداره منزل در نبود همسر

در طول ده سال حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مدینه هفتادو پنج نبرد یا مانور نظامی که بیست وهفت غزوه و چهل و هشت سریه بود به وقوع پیوست ، حضرت علی علیه السلام به عنوان فرماندهی در تمام غزوات (به جز غزوه تبوک) وبسیاری از سریه ها شرکت جشت. گااه برخی از این ماموریت های پیاپی به خاطر فاصله زیاد جبهه ها از مدینه تا حدود دو یا سه ماه به طول می انجامید. به تحقیق می توان گفت حضرت علی علیه السلام بخش زیادی از زندگی نه ساله مشترکش با حضرت زهرا را در میدان های جهاد و یا ماموریت های تبلیغی گذراند و به دور از خانه و کاشانه خود بود درغیاب آن حضرت همسرش حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به تنهایی وظیفه سنگین اداره خانه از جمله اداره اقتصادی و تربیت فرزندان را به عهده داشت و در این راستا به نحو شایسته ای عمل می کرد تا شوی پیکارگرش با خاطری آسوده وظیفه مقدس خود را به انجام رساند.[10]


دفاع از اموال شوهر

عایشه می گوید: سائلی نزد امیرالمومنین علی علیه السلام ایستاد و در خواست کمک کرد ،آن حضرت به امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمود : برو نزد مادرت و بگو شش درهم پیش تو گذاشته ام ، یک درهم آن را بده ، فرستاده حضرت رفت و برگشت و گفت : مادرم می گوید :شش درهم را برای خرید آرد گذاشته ای . حضرت علی علیه السلام فرمودند: ایمان بنده صادق نیست تا اینکه وثوق و اعتمادش به آنچه در دست خداست زیادتر باشد از آنچه در دست خود اوست. فرمود به مادرت بگو شش درهم را بفرست. اینبارفرستاده رفت و برگشت و حضرت فاطمه سلام الله علیها تمام شش درهم را نزد حضرت فرستاد و حضرت علی علیه السلام آنها را به سائل داد .[11]

بى توقعى زهرا از شوهر

معمولا زنها از شوهران خود توقع دارند كه وسائل زندگى از خانه‏ى وسيع و مركب راهوار و امكانات رفاهى ديگر را برايشان فراهم كنند، و لباس و زيور آلات زيبا و گرانبهايى را براى آنها تهيه نمايند و…

ولى حضرت زهرا عليهاالسلام هرگز چنين توقعاتى از شوهر نداشت، و در تمام حدود 9 سالى كه همسر على عليه‏السلام بود حتى براى يك بار تقاضايى كه مربوط به امور مادى باشد، از شوهر نكرد، در اينجا به عنوان نمونه به دو ماجراى جالب زير توجه كنيد:

شرم زهرا از خدا

چند روزى گذشت كه به خانه‏ى حضرت زهرا عليهاالسلام غذايى نرسيد، با اينكه بچه‏هاى زهرا عليهاالسلام سخت در فشار گرسنگى قرار گرفتند،

و حضرت زهرا عليهاالسلام اندوخته غذايى خود را به آنها داده بود و خود گرسنه‏تر از آنها به سر مى‏برد، ولى ماجرا را به شوهرش نگفت.حضرت على عليه‏السلام نير با كمبود شديد مواجه شد، روزى صبح از فاطمه عليهاالسلام تقاضاى غذا كرد، فاطمه عليهاالسلام ماجرا را گفت.حضرت على عليه‏السلام فرمود: «پس چرا به من نگفتى تا به جستجوى غذا بپردازم؟»، فاطمه عليهاالسلام در پاسخ على عليه‏السلام چنين گفت:اِنى لَاَستحيى من اِلهى اَن تَكلف نفسك مالا تُقدر عَليه:

«من از خدايم شرم كردم كه شما خود را بر چيزى كه مقدورت نيست به زحمت اندازى».

عجيب اينكه على عليه‏السلام از خانه بيرون آمد و يك دينار از شخصى قرض گرفت و سپس براى خريدارى غذا حركت كرد، در راه «مقداد» را ديد كه او نيز بر اثر تهى‏دستى از خانه بيرون آمده بود، على عليه‏السلام همان يك دينار را به مقداد داد و خود با دست خالى به خانه بازگشت.[12]

تقاضا نكردن زهرا حتى در حال بيمارى

حضرت زهرا عليهاالسلام سخت بيمار و بسترى شد، حضرت على عليه‏السلام به او فرمود: «چه ميل دارى، بفرما تا فراهم كنم».

فاطمه عليهاالسلام: اى پسر عمو! چيزى از شما نمى‏خواهم.

على عليه‏السلام با اصرار از او خواست، هر چه ميل دارى بفرما آماده كنم.

فاطمه: اى پسر عمو! پدرم به من سفارش كرده كه از شوهرت چيزى را تقاضا نكن، مبادا او نداشته باشد و شرمگين شود.

على: تو را به حقم سوگند مى‏دهم هر چه ميل دارى به من بگو فراهم نمايم.

فاطمه: اكنون كه مرا سوگند دادى، اگر انارى به دستم آيد خوب است.

حضرت على عليه‏السلام از خانه بيرون رفت و پس از جستجو از خانه يكى از همسايگان تنها، يك عدد انار يافت و خريد، و به سوى خانه بازگشت، در مسير راه ناله‏ى بيمارى را در گوشه خرابه‏اى شنيد، به سراغ او رفت، سر او را به بالين گرفت و از او نوازش كرد، و فرمود:

«چه ميل دارى؟» او گفت: انار، حضرت على عليه‏السلام نيمى از آن انار را كم‏كم به دهان او نهاد و او خورد و تقاضاى بقيه انار را نيز كرد، حضرت على عليه‏السلام كم‏كم همه آن انار را به او خورانيد، سپس با دست خالى به سوى خانه بازگشت، ولى شرمگين بود كه چگونه با دست خالى نزد زهرا عليهاالسلام برود، از درز در نگاه كرد، ديد حضرت زهرا عليهاالسلام تكيه داده و از طبق انارى كه در پيش روى او نهاده شده است مى‏خورد، على عليه‏السلام شادمان وارد خانه شد و ملاحظه كرد كه آن انارها از انارهاى دنيا نيست، پرسيد: اين انارها از كجا بود؟

فاطمه در پاسخ فرمود: «اين طبق انار را فضه آورد و گفت شخصى اين طبق انار را داد و گفت: على عليه‏السلام براى فاطمه عليهاالسلام فرستاده است»

شكر و سپاس زهرا در خانه‏ ى على

گرچه كارهاى خانه در شرائط آن روز، براى زهرا عليهاالسلام سنگين بود، از يك سو بچه‏دارى، از سوى ديگر آرد كردن گندم و جو با آسياى دستى، از سوى سوم پختن نان و شستن ظرف و لباس و…

ولى وقتى كه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله به او فرمود: «دخترم! به سختى دنيا به خاطر شيرينى آخرت، شتاب كن».فاطمه عليهاالسلام با جان و دل گفت: «حمد و سپاس خدا را در برابر نعمتهايش، و شكر خدا را در برابر عطاهايش» [13]

le="text-align: justify;"> با احترام خطاب کردن همسر

یکی از رموز موفقیت در زندگی مشترک این است که در پاره‌ای از مسائل جزئی، فراست و دقت نظر اعمال شود. چنان‌که صدا کردن همسر، یک امر بسیار روزمره در زندگی خانوادگی است؛ در صورتی‌که این خطاب، احترام‌آمیز باشد، پژواکی از محبت و صمیمیت را درپی‌خواهد داشت.

وجود مبارک علی(ع) وفاطمه علیهاا لسلام در رعایت این نکته نیز، الگو و سرمشق بوده‌اند. آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می‌کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می‌خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی (یا ابن عم) وی را ندا می‌داد و گاه با لقب شریف «یا امیرالمؤمنین» او را فرا می‌خواند و در گاه مؤانست و بعضی از موارد دیگر نیز از سر حکمت، وی را با نام مبارکش می‌خواند و گاه نیز با القاب شریفه از او یاد می‌نمود.(14)

. حضـرت امیـرالمؤمنیـن(ع) در ایـن‌باره می‌فـرمایـد: «اجملوا فی الخطاب، تسمعوا جمیل‌الجواب»، «خطاب‌هایتان را زیبا کنید تا پاسخ زیبا بشنوید.» (15)

درس هایی از فرزند پروری فاطمه(س)

فاطمه عليهاالسلام درباره فرزند اين تصور و انديشه را دارد كه امانت هاى خداوند در دست پدر و مادرند و والدين در برابر حفظ و رشد اين امانت مسؤولند.

او فرزنددارى را شأن كوچكى نمى دانست كه امر اداره آن ها را به ديگران واگذارد. و يا با احساس حقارت از بچه دارى بدنبال مشاغل پر سر و صداى بيرون رود. او خانه را مركز انسان سازى مى شناسد و فرزندان را ثمره باغ وجود كه در خور هرگونه اعتنا هستند. فاطمه عليهاالسلام اين ديدگاه را درباره تربيت دارد كه غفلت از آن موجب صدمه اى عظيم براى فرد و جامعه است و صدماتى غير قابل جبران را در پى دارد، بويژه در دوران خردسالى كه كودك همانند شاخه ترى قابل انعطاف است. بدين نظر او خود را وقف زندگى فرزندان و سازندگى و تربيت آنها مى كند. همچنين او سخن پدر را بياد دارد كه فرموده بود:« فرزندان خود را بزرگ بشماريد و آنها را نيكو تربيت كنيد (اَكْرِمُوا اَوْلادَكُمْ وَ اَحْسِنُوا آدابَهُمْ )» و مى داند نوع ادب و تربيت آنها مسؤوليت آور است.( اَدّبوا اَوْلادكم فانَكُم مَسْؤولُون )(16)

درس های فاطمه(س) به فرزندانش:

فاطمه عليهاالسلام سعى دارد كه اخلاق اسلامى را عملاً به فرزندان بياموزد. اخلاقى كه در آن جرأت و شجاعت، عفو در عين قدرت، گذشت و ايثار باشد. فاطمه عليهاالسلام به فرزندان درس محبت داد، درس نيكوكارى داد، درس وفادارى به هدف مشروع داد و همچنين درس رشادت، خلوص، تعاون، حرّيت، احسان، صفا تقوى و همه درسهائى كه انسانيت به آنها مفتخر است.

اخلاق فاطمه عليهاالسلام اخلاق الهى بود، اخلاق سرافرازى و احساس غرور بخاطر بندگى خدا بود، اخلاق عزتمندى و جلال و شكوه خداوندى بود، فرزندانش همان ها را گرفتند و در مسير زندگى حال و آينده خود بكار بستند. در دوران اسارت خاندان فاطمه عليهاالسلام بعد از واقعه كربلا ديديم كه چگونه در عين اسارت احساس سرافرازى داشتند و لقمه نان دونان را نخوردند و حتى اجازه نداد فرزندان و كودكانشان نيز در عين گرسنگى از آن صدقات استفاده كنند.

فاطمه عليهاالسلام به فرزندان خود عملاً ياد داد كه چگونه خداى را بندگى كنند و چگونه مطيع و تسليم اوامر او باشند. و اين كار از راه تمرين عملى عبادت بود. زيرا فاطمه عليهاالسلام خود عابده اى بى مانند و در مقام وجودش پرستش كرده و فرزندانش، چه بسا كه در نيمه هاى شب شاهد حالات او بودندروح عبادت چنان در وجود فرزندانش ريشه دوانده بود كه هيچ گامى برنمى داشتند جز بر اساس قاعده و ضابطه عبادت. آنها بدرجه اى از رشد عبادى رسيده بودند كه زينب در شب يازدهم ماه محرم، آنخم در حالى كه برادران و عزيزان، و حتى فرزندان خود را در واقعه كربلا از دست داده، يكه و تنهاست در برابر آن همه مصائب، خيمه هاى آتش زده ولى صاحب را شاهد است نماز شب می خواند.

او كوشيد محيط خانه را ميدانى سازد براى عمل كردن تعاليم اسلام و تحقق بخشيدن به آرمانهاى مقدس نبى اكرم صلى اللَّه عليه و آله. به فرزندان آمادگى فكر و تعقلى داد و كوشيد حياتشان را عقيدتى سازد. درس متانت در عين جهاد، درس قناعت، در عين وفور، درس تحمل در عين توان پيشروى، درس ايثار در عين نيازمندى شخصى، درس نظم در عين دشوارى و گرفتارى، درس حق دوستى و حق طلبى در عين تحمل مرارتهاى ناشيه از آن… اينها همه از مسائلى هستند كه فاطمه عليهاالسلام آنها را به فرزندان خود آموخت.(17)

شیوه تربیت فاطمه(س):

فاطمه عليهاالسلام يك مادر است و مادرى از سوئى مركب از دو عنصر است عنصر نوازش، عنصر مهربانى و فاطمه عليهاالسلام اين هر دو را به حد كمال واجد است و اين خود زمينه را براى تربيت خوب فرزندان فراهم مى سازد.فاطمه عليهاالسلام با فرزندان خود همدم و هم انس است. كارهاى شان را زير نظر دارد و در موارد لازم به آنان تذكر مى دهد و يا در مورد كارشان داورى مى كند.

حسنين خط مى نويسند نزد مادر مى آورند كه بگويد خط كدامشان بهتر است. مادر براى اينكه دلها را نشكند آنها را بنزد پيامبر(ص) مى فرستد و رسول خدا مجدداً آنها را نزد فاطمه عليهاالسلام برمى گرداند. فاطمه عليهاالسلام رشته گردن بند را به زمين مى ريزد كه هر كدام بيشتر جمع كردند خط او بهتر است.

همچنين در خانه فاطمه علیهاا لسلام اصل هماهنگى بين زن و شوهر در تربيت فرزندان وجود دارد، اصل اعتدال در امور، اصل سلطه ايمان، اصل غلبه اخلاق انسانى بر خواسته هاى حيوانى حكومت مى كند و مبانى اسلام راستين مورد توجه است و سعى در اعمال اراده خداوندى و همسانى مشيت خود با مشيت خداونداست .

یکی از نیازهای طبیعی کودکان بازی وبازی دادن آنهاست. کودک علاوه برنیاز به بازی کردن نیاز دارد تا در ساعاتی والدین با او بازی کنند و این لحظه ازلحظه های بسیار شیرین و یادگاری برای اوست پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به عنوان پدری نازنین با حسن وحسین علیمها السلام بارها وبارها بازی می کردند علاوه بر این حضرت فاطمه سلام الله علیها فرزندان خود را به بازی و مسابقه و گاهی با آنان به بازی مشغول می شد و باحرکتها و گفتارهای شیرین مادرانه به بالا و پایین انداختن فرزنداتن آنان را از احساسات پاک مادری سیراب می نمود.

علي ‏رغم اينكه ظهور اسلام در محيطي كاملاً بي‏ فرهنگ و دور از تمدن بود، اما برنامه و شيوه‏ هاي ارايه شده از طرف اولياي دين، هميشه با انسانها از هر تمدن و فرهنگی سازگار است.
از جمله مواردي كه در شيوه تربيت حضرت زهراعلیهاا لسلام جايگاه خاصي داشت، تحرك و بازي كودكان بود. اين فعاليت و تكاپو به قدري براي سلامتي و رشد مناسب كودك، ضروري است كه حتي براي تشويق آنها به تحرك و بازي، بزرگترها نيز بايد تن به بازي و جست و خيز بدهند.
بازي در دوران كودكي به منزله واكنش كودك در برابر عوامل محيطي و بروز استعدادهاي نهفته  اوست كه تأثيرات آن در كنار تقويت جسم و افزايش بنيه كودك، قابل توجه است. همچنين بازي، در تقويت نيروي ابداع و ابتكار كودك بي‏ نهايت، مؤثر است. بنابراين غفلت از بازي به هيچ وجه به صلاح كودك و والدين او نيست.
همبازي شدن رسول معظم اسلام(ص) با فرزندان دخترش زهرا بيانگر اين نكته مهم است كه بازي و تحرك كودك، يكي از لوازم تربيت صحيح محسوب مي‏شود.
حضرت علي(ع) و فاطمه زهرا علیهاا لسلام در خانه به بازي بچه ها توجه كافي مبذول مي‏داشتند و همين امر، موجب شادابي و نشاط روزافزون آنها مي‏ شد.
در مقابل، خانه‏ هايي كه براي كودك، محيط مناسب و دلنشين براي بازي و تحرك نيست، در روحيه و شخصيت اعضاي خردسال آن خانه، اثر نامطلوبي دارد، نبايد فراموش كرد كه تحرك و بازي، اقتضاي طبيعت و سن كودك است و پدر و مادر وي وظيفه دارند شرط و لوازم اين مهم را براي كودكان خود فراهم سازند. حضرت فاطمه علیهاا لسلام از همان دوران كودكي با فرزندانش همبازي مي‏شد، و به اين نكته نيز توجه داشت كه در بازي، نوع الفاظ و حركات مادر، سرمشق كودك، قرار مي‏گيرد؛ بنابراين از الفاظ و جملات مناسبي استفاده می كرد.

درس هایی از رفتارفاطمه با والدین

«رفتارشایسته وارزشمند با پدرومادرموجب حفظ وحراست انسان ازعذاب الهی است.»

سفارش و توصیه پیامبر در امور زندگی فاطمه علیهاا لسلام ، چونان امر و دستور برای آن بانو ارزش داشت و آن حضرت خود را موظف به ارج گذاری توصیه پدر می دید، تا مبادا کمترین بی احترامی به گفتار گرانبار او شود.

سلمان فارسی می گوید: فاطمه زهراعلیهاا لسلام را دیدم که با دستان خود آسیاب دستی را می چرخاند تا آرد تهیه کند. جلو رفتم و پس از سلام گفتم:ای دختر رسول خدا خود را به زحمت و رنج مینداز! فضه، خدمتکار شما در کنارتان ایستاده است، کار منزل را به وی بسپارید!

فاطمه علیهاا لسلام پاسخ داد: «پدرم به من سفارش فرمود که کارهای خانه را با فضه تقسیم کنم، یک روز او کار کند و روز دیگر من. دیروز نوبت او بود و امروز نوبت من است.»(18)

برتر دانستن پدر به خاطر رعایت مصالح آن حضرت از سوی رسول خدا که با واژه «اولی»؛ سزاوارتر در سخنان زهرای اطهر(ع) بیان شده است، نکته ای درس آموز است که در فرازهای سخنان آن بانو نسبت به پدر عزیز خود، مطرح کرده است.

افزون بر نظرخواهی نسبت به ازدواج، در باره ارث فاطمه یعنی فدک نیز چنین نکوداشتی به چشم می خورد. وقتی آیه «و آت ذا القربی حَقَّه؛ ای رسول ما حق خویشاوندان را به او بده!»(19) پیامبر مصداق این آیه را سؤال کرد. جبرئیل از سوی خداوند پاسخ داد:

«اعط فاطمة فدکا؛ فدک را به فاطمه ببخش.»

رسول خدا با نگاه نبوی خویش رو به دخت دلبند خود کرد و فرمود:

«دخترم! فدک مال توست، در آن تصرف نما، گرچه می دانم پس از من آن را غصب می کنند و از دست تو می گیرند.»(20)

بار دیگر چون همیشه ادب و احترام غیر قابل توصیفی در برخورد ظاهری و باطنی زهرای اطهر پدیدار شد و آن بانوی بزرگ رو به پدر کرد و گفت:

«لست اُحدث فیها حدثا و انت حیٌّ انت اولی بی من نفسی و مالی لک …؛

پدرجان! تا زنده ای من هرگز در باغهای فدک تصرف نخواهم کرد. تو بر من سزاوارتری و اموال من مال توست.»

احترام و ارادت حضرت نسبت به پدر باعث شده بود که هر گاه پدر بر او وارد می شد، تمام قد می ایستاد و مشتاقانه به استقبال پدر می شتافت، بر دست او بوسه می زد، عبا از دوش وی می گرفت و کفش پدر را به کناری می گذارد، آنگاه وی را در جای خود می نشاند و خود پیش روی او مؤدب می نشست. هر گاه پدر او را می خواند، ندای وی را با «لبیک، لبیک»؛ بفرمایید، بفرمایید، پاسخ می داد.

فاطمه علیهاا لسلام پیامبر را پدرجان (یا ابه) می خواند و بسیار تصدیق کننده او بود. هرگز دانش اندوزی از رسول خدا(ص) و فراگیری علوم نهفته در وجود او را فراموش نمی کرد و سعی بسیاری در حفظ احادیث پدر می نمود.

زهرای عزیز، همواره رضای رسول خدا و خشنودی آن حضرت را بر رضا و خشنودی خود مقدم می داشت و بارها برای کسب این مهم، از غذا، لباس، پرده، گردن بند و حتی دستبند بچه های خود و هر آنچه که داشت به راحتی می گذشت و آنها را ایثار می کرد.

بی دلیل نبود که هیچ زنی در دل و دیده رسول خدا(ص) همچون زهرای مرضیه جای نداشت و بارها و بارها گوهر گرانبهای سخن آن حضرت وجود اطرافیان را روشن می کرد که می فرمود:

«فداها ابوها؛

فدای فاطمه، پدر فاطمه.»

و بی جهت نبود که پیامبر اسلام(ص)، هنگام رفتن به جنگ، آخرین خانه ای که از آن خارج می شد خانه زهرا(س) بود و پس از بازگشت به نخستین خانه ای که وارد می شد، خانه زهرا(س) بود و با فرط خستگی در منزل او زیاد توقف می کرد.(21)

حقیقت و عمق رابطه بین آن پدر و این دختر را می توان در آینه عبارت درس آموز «اُمّ ابیها» نظاره کرد و در دفتر معرفت «فاطمةُ بضعةٌ منی و هی نور عینی و ثمرة فؤادی و روحی التّی بین جنبیّ و هی الحوراء الانسیه؛(22)فاطمه پاره وجود و نور دو چشم و میوه قلب من است. او روح و جان من است که در میان دو پهلویم قرار گرفته است. او حوریه ای است در سیمای انسان.»

این ارادت و احترام در سخن و سیره فاطمه زهراعلیهاا لسلام نسبت به مادر بزرگوار او، حضرت خدیجه(س) نیز وجود داشت؛ ارادتی کم نظیر و یا بی نظیر که حیرت و تعجب بسیاری را برمی انگیخت. آن هنگام که فاطمه علیهاا لسلام هنوز در شکم مادر وجود داشت با وی مأنوس و همزبان بود. هنگامی که زنان ساده لوح و ظاهربین مکه خدیجه را به سبب ازدواج با یتیم عبداللّه ، محمد تنها گذارده بودند، فاطمه علیهاا لسلام با مادر سخن می گفت و او را به صبر و بردباری دعوت می کرد. و روزی که در اوان کودکی، مادر دلبند و ایثارگر خود را از دست داد، دامان پدر را گرفته بود. به دور او می چرخید و می پرسید: پدرجان! مادرم کجاست؟

رسول خدا حیران از بیان پاسخ بود که فرشته وحی نازل شد و گفت:

«یا محمّد! سلام خدایت را به فاطمه برسان و به او بگو مادرش در قصری از قصرهای بهشتی است که پایه هایش از طلا و ستونهایش از یاقوت سرخ است. او در آن قصر بین آسیه و مریم نشسته است!»

«اين مايه افتخار جامعه اسلامى زنان است كه الگوئى چون فاطمه عليهاالسلام دارند كه معصومه است و محصوره از گناه و مايه ننگ است براى آنها كه با وجود فاطمه عليهاالسلام بدنبال الگوئى ديگرند و از او سر برتافته و يا قدرش را نشناخته اند. »


پی نوشتها:

1. سوره روم، آیه ی 21.

2 . وسائل الشيعه، ج 14، ص 115.

3 . كشف الغمه، ج 1 ص 491.

4 . كشف الغمه، ج 1، ص 492.

5 . بحار الانوار، ج43، ص117.

6 .شیخ الاسلامی ،سید حسن،مسند فاطمه زهرا سلام الله علیها،به ترجمه حیدر علی،چاپ اول1383،ص 453

.7 شیخ عباس قمی ، منتهی الآمال  ص 255

8 .بحار الانوار ، محمد باقر مجلسی ، ج43،ص31

9 .علی قائمی ، در مکتب فاطمه علیهاالسلام چاپ پنجم ف ص224

10 .شفیعه محشر یا مظلومه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ،سید عبدالله انصاری ، ص152

11. مسند فاطمه الزهرا علیهاالسلام سید حسن شیخ الاسلامی ، ص58 و 59

12 . اقتباس از کشف الغمه، ج 2، ص28و27.

13 .ریاحین الشریعه، ج1، ص178

14.مجله کتاب زنان ، ارمان پذیری خانواده در مکتب فاطمه ،شماره 26

15.   غرورالحکم ، ،ص 435

16.   در مکتب فاطمه ،علی قائمی ،ص 125

17.   در مکتب فاطمه ،علی قائمی ،ص 128و129

18.  کتاب عوالم ،ج 11، ص 175

19.    قرآن کریم ،سوره اسرا،آیه 26

20.     کشف الغمه ، علی بن عیسی ،ج 2، ص102

21.    بحارالانوار، محمدباقرمجلسی ،ج 43، ص 20و40

22.  بحار الانوار، محمد باقرمجلسی ، ج 43 ،ص172

  • 5 stars
    نظر از: رحیمی
    1395/12/10 @ 05:12:35 ب.ظ

    رحیمی [عضو] 

    ایام شهادت مادر تسلیت باد


    هر چه بود از در و دیوار خودم فهمیدم
    حاجتی نیست به انکار خودم فهمیدم

    راز حبس نَفَس و علت جوشیدن خون
    از فرورفتن مسمار خودم فهمیدم

    این که یک حادثه رخ داده در آن کوچۀ تنگ
    از نهان کردن رخسار خودم فهمیدم

    این که دیگر نزنی شانه به موی زینب
    از قنوتت به شب تار خودم فهمیدم

    از چه لبخند به تابوت زدی بعد سه ماه؟
    حاجتی نیست به گفتار خودم فهمیدم

    سیدعلی احمدی

  • 4 stars
    نظر از: مدیریت استان مازندران
    1395/11/25 @ 08:28:52 ق.ظ

    مدیریت استان مازندران [عضو] 

    با سلام
    مطلب خوب و غنی بود. فقط مناسب بود به دلیل طولانی بودن مطلب، تقسیم بندی کرده و در دویا سه پست این مطلب را قرار می دادید.

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.
عبارت تصویر را بازنویسی نمائید. (غیرحساس به حروف کوچک و بزرگ)