لطفا سخت نگیرید! المپیکه!

حرام بودن لمس بدن نامحرم فقط مخصوص رجال سیاسی و یا مردان عرصه هنر نیست که وقتی جلیلی به اشتون دست نداد به او احسنت بگوییم که برای نظام اسلامی آبرو خریدی و اگر فلان کارگردان در آن جشنواره، دستی به مجری زن داد و آه از نهاد هیچ نهادی بر نخواست جز مردم دیندار او را ننگ جامعه اسلامی بخوانیم.

در این روزها که بازار المپیک لندن داغ داغ است و رسانه ها به خصوص سیمای محترم مراقب است تا خدای نکرده صحنه ای از آن قضا نشود شاهد صحنه هایی هستیم که باب توجیه با آن همه گشادی اش در برابرش تنگ می شود.

گشتی گیری که بدن لختش را به دست داور زنی می سپرد تا خوب به آن دست بکشد و آن را برای مسابقه جوانمردانه کنترل کند؛ رویای جلیلی و حرص از آن کارگردان را کلا از یاد انسان می برد. داستان به همین جا ختم نمی شود؛ عزیز ملی پوش ما بعد از پایان مسابقه برای عرض خسته نباشید دست آن زن را می‌فشرد و بعد هم به رسم قانون، مچ دست خود را به او سپرده تا برای نشان دادن برنده به تماشاگران چند لحظه‌ای در خدمت ایشان باشد.

در حرمت این اقدامات شک به خود راه ندهید؛ مگر آنکه بخواهید با تاسی از برخی عزیزان، خنده ای به لب انداخته و بگویید:

آقا سخت نگیر! المپیکه و اگر بچه ها این کارها را نمی کردن و یا اگر اجازه نمی دادن که … حذف می شدن و بعد هم برای اینکه این کار صد در صد غلط را توجیه شرعی هم کرده باشید بفرمایید:

اینجا ضرورت داشت و اگر ضرورتی پیشامد کرد حرام خدا حلال می شود؛ مثل اینکه پزشک زنی بدن مرد نامحرم را لمس کند.

خدمت شما و تمام مسئولینی که بخواهند چنین توجیهاتی را تحویل ما دهند عرض می شود:

آنچه ارتکاب حرام را مباح و در مواردی واجب می گرداند یکی اضطرار است و دیگری اکراه و تقیه[1] که در اینها ارتکاب حرام، برای دفع تهدید و خطر است که اگر خطر جدی فرد را تهدید کرد خوردن گوشت سگ مرده هم نه تنها جایز؛ بلکه واجب می شود.

این کشتی‌گیر ما که نقره گرفت و با تمام آنچه گذشت پرچم ما پایین‌تر از پرچم آمریکا قرار گرفت؛ اما اگر طلا هم می‌گرفت باز هم با آنچه دیدیم ذره‌ای برای ما افتخار نبود. افتخار ما بچه‌هایی هستند که در اردوگاه اسیران ایرانی حاضر نشدند با خبرنگار زنی که صرفا موهای سرش پیدا بود مصاحبه کنند و با آن سن نوجوانی در مقابل دوربین‌ها سر به زیر انداخته و به او گفتند: ای زن از فاطمه به تو اینگونه خطاب است/ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است

در فقه آمده است: کسی که در شرایط اضطرار و یا اکراه است و حرام برای او حلال می شود که در اوضاع و احوال تهدیدآمیز قرار گیرد و در صورت عدم اقدام به کار حرام، تهدید فعلیت یافته، موجب تضرّر یا تلف جان او ‌شود.[2]

حال شما بفرمایید اگر کشتی گیر ما اجازه نمی داد داور زن به بدن او دست بزند جان چه کسی به خطر می افتاد؟ آبروی مومنی می رفت؟ یا برای ملتی آبرو کسب می شد؟ کدام مالی از بین می رفت؛ تلفی که جبرانش صاحب مال را به سختی و حرج بیندازد؟
المپیک

نهایتش این بود کسب مدال طلای المپیک (تازه شاید) از دست می رفت؛ بیشتر از این که نبود؟ این یعنی اضطرار؟!

شاید بفرمایید هزینه هایی که برا ی رفتن به المپیک کردیم همه بر باد می رفت؟

اولا این هم مثل قایقرانی و تکواندو بانوان و سایر رشته هایی که مدال نگرفتیم.

ثانیا مردم و نظام ما در این سی سال از پول ارزشمندتر؛ خون بهترین عزیزانشان را دادند تا پرچم اسلام را در دنیا و نه در سالن المپیک بالا نگه دارند؛ آنوقت شما صحبت از نتیجه دادن هزینه رفتن به المپیک می کنید آن هم به هر قیمتی حتی شکستن حرمتها؟


این بود صدور انقلاب و فرهنگ شیعه؟!

اگر نماینده جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک بچه شیعه حتی به قیمت حذف او از بازی ها در مقابل دهها دوربین زنده دنیا اجازه نمی داد که داور زن به بدن او دست بزند و یا دست او را بگیرد آیا ارزشش بیشتر از آن مدال گرفته و نگرفته نبود؟

در این روزها که بازار المپیک لندن داغ داغ است و رسانه ها به خصوص سیمای محترم مراقب است تا خدای نکرده صحنه ای از آن قضا نشود شاهد صحنه هایی هستیم که باب توجیه با آن همه گشادی اش در برابرش تنگ می شود

این کشتی گیر ما که نقره گرفت و با تمام آنچه گذشت پرچم ما پایین تر از پرچم آمریکا قرار گرفت؛ اما اگر طلا هم می گرفت باز هم با آنچه دیدیم ذره ای برای ما افتخار نبود. افتخار ما بچه هایی هستند که در اردوگاه اسیران ایرانی حاضر نشدند با خبرنگار زنی که صرفا موهای سرش پیدا بود مصاحبه کنند و با آن سن نوجوانی در مقابل دوربین ها سر به زیر انداخته و به او گفتند:

ای زن از فاطمه به تو اینگونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

و شگفتا از تاثیر این باور و عنایت خداوند که یک نوجوان در بند، آن به ظاهر آزاد را مجبور کرد که روسری سر کند. این عزت است این افتخار است.

بله جناب رئیس و جناب وزیر و جناب … اینها ارزشند و ارزشمند که باید از کیسه دولت و ملت خرجشان کرد تا الگوی جوانان این کشور شوند.

صرفا جهت یادآوری عرض کنیم که در مکتب اسلام کاری ارزشش بیشتر است که خدا از آن راضی تر است. نه کاری که مردم برای آن سوت کف بیشتری می زنند.

اگر خدای ناخواسته ملاک تصمیم گیری ها و سیاست دولتمردان و مدیران ورزشی ما رضایت تماشاگر و … باشد بی آنکه توجهی به رضایت خدا شود خوف آن می رود که در گامهای بعدی رقابت با ورزشکاران رژیم صهیونیستی، حضور بانوان در ورزشهای آبی با پوششی که فدراسیون مربوطه می خواهد و … کم کم آزاد شود و مهمتر اینکه حساسیت مردم با دیدن این صحنه های نوظهور نیز رفته رفته از بین برود.

این چند خط صرفا برای بیان یک حکم شرعی و هشدار به پیامدهای آن بود. اگر آنچه که ما بی ماهواره و تنها از سیمای جمهوری اسلامی ایران دیدیم ناشی از ندانستن حکم شرعی بود؛ مساله همان است که گذشت و اگر ناشی از جو و جوگیری بود امید است با اعمال مدیریت صحیح، دیگر شاهد این صحنه ها و عادی سازی آنها نباشیم . ان شاء الله

 

پی نوشت:

1. ر.ک به تحریر الوسیلة - ترجمه، ج‌3، ص: 299‌

2. ر.ک به قواعد فقه (محقق داماد)، ج‌4، ص: 127

امید پیشگر

بخش احکام اسلامی تبیان

  • 4 stars
    مخلصی
    نظر از: مخلصی
    1391/06/12 @ 11:22:08 ق.ظ

    مخلصی [عضو] 

    با سلام
    از تحلیل شما متشکرم
    شاید اضطرار یعنی همین!!!!

  • دانشی
    نظر از: دانشی
    1391/05/23 @ 12:59:22 ب.ظ

    دانشی [عضو] 

    ممنون عالی عالی بود

  • نظر از: میرعسی خانی
    1391/05/23 @ 12:56:16 ب.ظ

    میرعسی خانی [عضو] 

    جای تامل داره متاسفانه امروزه گوشی برای شنیدن این حرف ها نیست ویااینکه به قول بعضی ها گوششان از این حرف ها پره…در هر صورت وظیفه ما اطلاع رسانی وگفتن ناگفته هاست…
    موفق باشید

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی

درخواست بد!

پارامتر های درخواست شما نامعتبر است.

اگر این خطایی که شما دریافت کردید به وسیله کلیک کردن روی یک لینک در کنار این سایت به وجود آمده، لطفا آن را به عنوان یک لینک بد به مدیر گزارش نمایید.

برگشت به صفحه اول

Enable debugging to get additional information about this error.