نیایش های شهید چمران/ ويژه شبهاي قدر

نیایش های شهید چمران

شهید چمران در بخشی از نیایش‌های این کتاب به ماه رمضان و شب‌های قدر می‌رسد و می‌نویسد: «چه فرخنده شبی بود شب قدر من. شب معراج من به آسمان‌ها.

از طغیان عشق شنیده بودم و قدرت معجزه آسای عشق را می‌دانستم، اما چیزی که در آن شب مهم بود، این بود که وجود من، روح شده بود و روح من آتشفشان کرده بود. می خواست، همچون نور از زمین خاکی جدا شود و به کهکشان پرواز کند… آن گاه آتش عشق به کمک آمده بود و جسم خاکی‌ام را سوزانده بود و از من فقط دود مانده بود و این دود همراه با روح من به آسمان‌ها اوج می گرفت…

/p>
شب قدر من، شبی که سلول‌های وجودم، در آتش عشق، تغییر ماهیت داده بود و من چیزی جز عشق گویا نبودم. دل من، کعبه عالم شده بود، می‌سوخت، نور می‌داد و وحی الهی بر آن نازل می‌شد و مقدس‌ترین پرستشگاه خدا شده بود. امواج خروشان عشق از آن سرچشمه می‌گرفت و به همه اطراف منتشر می‌شد. از برخورد احساسات رقیق و لطیف با کوه‌های غم و صحراهای تنهایی و آتش عشق، طوفان‌های سهمگین به وجود می‌آمد که همه وجود مرا تا صحرای عدم به دیار نیستی می‌کشانید و مرا از زندان هستی آزاد می‌کرد.
ای کاش می‌توانستم همه خاطرات الهام بخش این شب قدر را به یاد آورم. افسوس که شیرازه فکر و طغیان احساس و آتشفشان روح من، آن قدر سریع و سوزان پیش می‌رفت که هیچ چیز قادر به ضبط آن نبود….
نوری بود که در آن شب مقدس، بر قلبم تابید، بر زبانم جاری شد و به صوررت اشک بر رخسارم چکید. من همه زندگی خود را به یک شب قدر نمی‌فروشم و به خاطر شب‌های قدر زنده‌ام. و تعالای شب قدر عبادت من و کمال من و هدف حیات من است.»
و او در جاهایی دل از دست می‌دهد و با خدای خود اینگونه راز و نیاز می‌کند: «خدایا، از تو صبر مى‏خواهم و به سوى تو مى‏آیم. خدایا تو کمکم کن.

امروز 19 رمضان یعنى روزى است که پیشواى عالیقدر بشریت در خون خودش غوطه مى‏خورد. روزى است که مرا به یاد آن فداکارى‏ها، عظمت‏ها و بزرگوارى‏هاى او مى‏اندازد. از او خالصانه طلب همت مى‏کنم، عاشقانه اشک، یعنى عصاره حیات خود را تقدیمش مى‏نمایم. به کوهساران پناه مى‏برم تا در… تنهایى، از پس هزارها فرسنگ و قرن‏ها سال با او راز و نیاز کنم و عقده‏هاى دل خویش را بگشایم.

خدایا نمى‏دانم هدفم از زندگى چیست؟ عالم و مافیها مرا راضى نمى‏کند. مردم را مى‏بینم که به هر سو مى‏دوند، کار مى‏کنند، زحمت مى‏کشند تا به نقطه‏اى برسند که به آن چشم دوخته‏اند. ولى اى خداى بزرگ از چیزهایى که دیگران به دنبال آن مى‏روند بیزارم. اگرچه بیش از دیگران مى‏دوم و کار مى‏کنم، اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فداى فعالیت و کار کرده و مى‏کنم ولى نتیجه آن مرا خشنود نمى‏کند فقط به‏عنوان وظیفه قدم به پیش مى‏گذارم و در کشمکش حیات شرکت مى‏کنم و در این راه، انتظار نتیجه‏اى ندارم!»
او که دل‌مشغولی‌های زندگی مادی را باعث دوریش از محبوب می‌داند، تاکید می‌کند: «تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاء
اى خداى بزرگ! اى ایده‏آل غایى من! اى نهایت آرزوهاى بشرى! عاجزانه در مقابلت به خاک مى‏افتم، تو را سجده مى‏کنم، مى‏پرستم، سپاس مى‏گویم، ستایش مى‏کنم که فقط تو، آرى فقط تو اى خداى بزرگ شایسته سپاس و ستایشى، محبوب بشرى، فقط تویى، گمشده من تویى. ولى افسوس که اغلب تظاهرات فریبنده و زودگذر دنیا را به جاى تو مى‏پرستم. به آن‏ها عشق مى‏ورزم و تو را فراموش مى‏کنم!»

همچنین در بخشی از درددل‌های چمران با سالار شهیدان می‌خوانیم: «ای حسین! امروز نیز تو را تقدیس می‌کنم، اما تقدیسی عمیق‌تر و پرشورتر که تا اعماق وجودم و تا آسمان روحم به تو عشق می‌ورزد و تو را می‌خواهد و تو را می‌جوید. ای حسین! دردمندم، دلشکسته‌ام و احساس می کنم که جز تو و راه تو دارویی دیگر تسکین‌بخش قلب سوزانم نیست. ای حسین، من برای زنده ماندن تلاش نمی‌کنم. از مرگ نمی‌هراسم. به شهادت دل بسته ام و از همه چیز دست شسته‌ام، ولی نمی‌توانم بپذیرم که ارزش‌های الهی و حتی قداست انقلاب، بازیچه سیاست‌مداران و تجار ماده پرست شده است.»

  • نظر از: زارع
    1392/04/29 @ 04:10:24 ب.ظ

    زارع [عضو] 

    سلام دوست عزیز زیبا بود
    در زیباترین لحظه هایتان در این ماه عزیز ما را هم فراموش نکنید
    موفق باشید

  • 5 stars
    طباطبایی
    نظر از: طباطبایی
    1392/04/29 @ 02:30:33 ب.ظ

    طباطبایی [عضو] 

    انشا الله بتوانیم ادامه دهنده راه شهدا و اهل بیت(ع) باشیم.

  • نظر از: مرادی
    1392/04/29 @ 02:25:06 ب.ظ

    مرادی [عضو] 

    سلام
    موفق و پیروز باشید

    التماس دعا

    اللهم عجل لولیک الفرج

نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.